

براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
:: سلام
با عرض پوزش آدرس این وبلاگ با تمام محتویاتش به آدرس:
منتقل شدو از این به بعد مطالب بسیار جالب ما در آن وبلاگ آپ خواهد شد.
منتظرتونم
بای![]()
:: چندتا عکس
سلام بچه ها.استقبال نسبتا خوبی داشتید.ولی ما منتظر نظرات سودمند بیشتری از شما هستیم.به هر حال ممنون
.
امروز دست پر اومدم.یک پست خیلی جالب براتون دارم.
.
.
.
چند تا عکس خیلی باحال و توپ از حسین جعفری(نوجوانی یوسف)
در ادامه مطلب
نبینید از دستتون رفته
فعلا بای![]()

اين مجموعه داستان زندگي حضرت يوسف(ع) را روايت ميكند. نقش آن را نوجواني بازي ميكند كه آن روزها 13سال داشته و امروز 16ساله است. بازي در اين مجموعه اولين تجربه بازيگري حسين جعفري است. حسين در كلاس سوم دبيرستان در رشته رياضي و فيزيك درس ميخواند و تصميم دارد كه در آينده در رشته معماري ادامه تحصيل بدهد.
چطور براي اين نقش انتخاب شدي؟
پسر داييام، مصطفي زماني، بازيگر نقش جواني حضرت يوسف(ع) است. او مرا به كارگردان، فرج الله سلحشور، معرفي كرد. بعد از تست دادن براي اين نقش انتخاب شدم.
قبلاَ تجربه بازيگري داشتي؟
در مدرسه با دوستانم تئاتر بازي ميكردم؛ اما تجربه بازي در تلويزيون يا سينما را نداشتم.
گفتي كه براي بازي در اين كار تست دادي، درباره اين تست بگو.
مشاور كارگردان، جمال شورجه از من تست گرفت. از من خواست كه چند تا از ديالوگهاي تئاتر مدرسه را برايشان بخوانم و بازي كنم. بعد هم از من خواست يكي از ديالوگهاي يوسف و برادرش را بخوانم. وقتي در اين مرحله قبول شدم، براي تست گريم رفتم.
فكر ميكني كه دليل انتخابت براي اين نقش چه بود؟
آقاي سلحشور بهتر ميتوانند به اين سؤال جواب بدهند! اما خودم فكر ميكنم دليل اين انتخاب قيافهام بود و البته اعتماد به نفسم هم در اين انتخاب بيتأثير نبوده است.
اولين صحنهاي كه بازي كردي، كدام صحنه بود؟
صحنهاي كه با خواهر و برادرم به صخره سنگ ميزديم.
يعني يك صحنه آسان براي يك بازيگر تازه كار؟
درست است. براي من كه تا به حال جلوي دوربين نرفته بودم، كار با يك نقش ساده شروع شد و به تدريج به قسمتهاي سخت رسيديم.
به طور كلي بازي كردن در اين نقش سخت بود؟
نقش سختي بود. بازي كردن در نقش نوجواني يك پيامبر سخت است. اما با كمك كارگردان و با همه توانم در اين نقش بازي كردم.
سختترين قسمت نقشت كدام صحنه بود؟
قسمتي كه يوسف در چاه ميافتد، خيلي سخت بود. البته خيلي هم جذاب بود، چرا كه از نظر حسي جاي كار داشت. اما صحنه كاروان از نظر فيزيكي سخت بود. چون دكور آماده نبود و ما مجبور بوديم كه اين صحنه را در تابستان بگيريم. در هواي گرم كوير و با آن لباسها خيلي سخت بود.
حفظ و بيان كردن ديالوگها برايت مشكل نبود؟
من ديالوگها را از قبل حفظ ميكردم تا سر صحنه مشكلي پيدا نكنم.
ترس و دلهره نداشتي كه نتواني خوب بازي كني؛ خصوصاً كه بازيگران حرفهاي در مقابلت بازي ميكردند؟
نميترسيدم، اما نگران بودم. به هرحال اولين بار بود كه جلوي دوربين ميرفتم. اما محيط كار صميمي بود و براي همين بيشتر از اينكه بترسم، از محيط و بازيگران كار ياد گرفتم. كتايون رياحي، جعفر دهقان و محمود پاك نيت، خيلي به من كمك كردند.
تصويربرداري چقدر طول كشيد؟
كار از اردبيهشت 83 شروع شد. من از مهر به گروه ملحق شدم و تا مرداد سال 85 با آنها بودم.
چقدر طولاني! مدرسه را چهكار ميكردي؟
اجازه گرفته بودم و سر فيلمبرداري هم معلم داشتم. زمان امتحان هم ميرفتم و امتحان ميدادم. اما خب... سخت بود.
دوري از خانواده اذيتت نميكرد؟
سخت بود. خصوصاً كه من بچه آخر خانواده هستم. خانوادهام در مازندران ساكن بودند و اين مدت من با خواهرم كه تهران خانه داشت زندگي ميكردم و مدتي هم با پسرداييام.
بعد از اين كار پيشنهادي براي بازي در سينما يا تلويزيون داشتي؟
چند تا كار پيشنهاد شده است؛ اما با ديگران كه مشورت كردم گفتند كه بهتر است اين نقشها را بازي نكنم.

:: چندتا عکس
:: سلام
دانلود قسمتي كه زليخا مي گويد:
يوزارسيف وارد شود.
قسمتی که زلیخا یوسف را به هفت در می خواند تا جایی که دختربچه شهادت می دهد.
فقط يك نكته: براي اين فايل ها باسرعت دانلود شوند با فرمت 3GP هستند .مي توانيد براي بالا بودن كيفيتشان آن هارابا نرم افزارjet audio
باز کنید.
این وبلاگ به سریال یوسف پیامبر تخصص دارد وهرچند وقت یک بار آپ میشه.بانظراتتون ما را یاری کنید.
فعلابای
